در تاریخ هنر معاصر ایران هنرمندان برجستهای ظهور کردهاند که هر یک با نگاه خلاقانه و جسورانه خود مسیر تازهای برای هنر ایرانی گشودند. این هنرمندان توانستند میان سنتهای کهن و جریانهای مدرن پلی ایجاد کنند و جایگاه هنر ایران را در عرصه جهانی ارتقا دهند. در میان آنان، بهمن محصص یکی از چهرههای تأثیرگذار و در عین حال بحثبرانگیز به شمار میرود.
محصص هنرمندی چندوجهی بود که در حوزههای مختلفی مانند نقاشی، مجسمهسازی و ترجمه ادبی فعالیت داشت. او تنها یک هنرمند نبود؛ بلکه روشنفکری منتقد به شمار میرفت که مسائل انسانی، اجتماعی و فلسفی را در آثار خود بازتاب میداد. نگاه انتقادی و زبان هنری خاص او سبب شد آثارش جایگاهی متمایز در هنر مدرن ایران پیدا کنند.
مسیر زندگی هر هنرمند نقش مهمی در شکلگیری هویت هنری او دارد. زندگی بهمن محصص نیز در دورههای مختلف تحت تأثیر تجربهها و محیطهای گوناگون قرار گرفت و همین عوامل به شکلگیری شخصیت هنری منحصربهفرد او کمک کردند.
سالهای کودکی و نوجوانی محصص
بهمن محصص در اسفند سال ۱۳۱۰ در رشت و در خانوادهای اهل لاهیجان متولد شد. خاندان او از خانوادههای قدیمی بازرگانان چای و ابریشم بودند و پیشینهای فرهنگی و هنردوست داشتند. بسیاری از اعضای این خانواده به خوشنویسی و شعر علاقه داشتند. اردشیر محصص، کارتونیست مشهور ایرانی، نیز از بستگان نزدیک او و پسرعمویش بود.
فضای هنردوست خانواده باعث شد محصص از نوجوانی به هنر علاقهمند شود. او از ۱۴ سالگی نزد حبیب محمدی، نقاش گیلانی و دانشآموخته هنرستان مسکو، آموزش نقاشی را آغاز کرد و نخستین گامهای خود را در مسیر هنر برداشت.
تحصیل و شکلگیری دیدگاه هنری
بهمن محصص در سال ۱۳۲۷ به دلیل انتقال پدرش به تهران به این شهر مهاجرت کرد. او پس از مدت کوتاهی در دانشگاه هنر تهران ثبت نام کرد و بعد تحصیلات هنری خود را در کارگاه نقاa
در سال ۱۳۲۷ و پس از انتقال پدرش به تهران، محصص نیز به این شهر مهاجرت کرد. او مدتی بعد در دانشگاه هنر تهران ثبتنام کرد و همزمان در کارگاه نقاشی جلیل ضیاءپور آموزش دید؛ هنرمندی که با هنر مدرن اروپا آشنایی داشت و از پیشگامان مدرنیسم در ایران بود.
محصص در همین دوره به انجمن خروسجنگی که توسط ضیاءپور تأسیس شده بود پیوست. هدف این انجمن نقد سنتهای رایج و حرکت به سوی نوسازی هنر ایران بود. حضور در این جمع هنری فرصت آشنایی و همکاری با چهرههای مهمی همچون نیما یوشیج، سهراب سپهری، هوشنگ ایرانی و غلامحسین غریب را برای او فراهم کرد. در همین سالها با فروغ فرخزاد و جلال آلاحمد نیز آشنا شد.
شی «جلیل ضیا پور»، هنر خوانده در فرانسه و آشنا به هنر مدرن اروپا، ادامه داد. محصص به انجمن خروسجنگی که مؤسس آن ضیا پور بود پیوست. هدف این انجمن نوسازی هنر و به چالش کشیدن سنتهای مرسوم رایج در هنر ایران آن زمان بود. حضور در این انجمن باعث شد تا بهمن با چهرههای مطرحی همچون نیما یوشیج، سهراب سپهری، هوشنگ ایرانی و غلامحسین غریب همکاری داشته باشد. در همین دوران او فرصت آشنایی با فروغ فرخزاد و جلال آلاحمد را نیز پیدا کرد.
زندگی شخصی، ازدواج و خانواده
بهمن محصص در سال ۱۳۵۶ با «نزهتالملوک»، دخترعموی پدرش، ازدواج کرد. با این حال زندگی مشترک آنها به شکل مستقل ادامه یافت و محصص بخش بزرگی از زندگی خود را خارج از ایران گذراند. برخی منابع نیز به گرایش همجنسگرایانه او اشاره کردهاند که در فضای اجتماعی آن زمان موضوعی حساس و بحثبرانگیز محسوب میشد.
مهاجرت به اروپا و سکونت در ایتالیا
محصص در سال ۱۳۳۳ برای تجربه فضای هنری تازه و نیز به دلیل شرایط محدودکننده آن زمان در ایران، تصمیم به مهاجرت گرفت. او ابتدا به روسیه رفت اما زندگی در آنجا با روحیاتش سازگار نبود. آشنایی با منوچهر شیبانی سبب شد مقصد خود را به ایتالیا تغییر دهد و در شهر رم ساکن شود.
در رم تمرکز اصلی او بر مجسمهسازی قرار گرفت، هرچند نقاشی را نیز ادامه داد و در آکادمی هنر رم زیر نظر فروچیو فراتزی آموزش دید. آثار او در این دوره در نمایشگاههای مختلفی در ایتالیا و دیگر کشورها، از جمله دوسالانه ونیز، پاریس و سائوپائولو به نمایش درآمدند.
بازگشت دوباره به ایران
در سال ۱۳۴۲ محصص برای مدتی به ایران بازگشت. در این دوره در نمایشگاهها و نشستهای هنری متعددی شرکت کرد و آثار تازهای خلق نمود. با این حال فضای فرهنگی و شرایط کاری برای هنرمندان نوگرا چندان مساعد نبود و همین مسئله باعث شد اقامت او در ایران کوتاه باشد.
ترک ایران برای همیشه
در سال ۱۳۴۸ محصص بار دیگر ایران را ترک کرد و این بار به طور دائم در ایتالیا ساکن شد. او تا پایان عمر در رم زندگی کرد و تنها دو بار به ایران سفر کوتاه داشت. در این سفرها بیشتر وقت خود را به دور از محافل هنری و در خلوت شهر رشت میگذراند.
بهمن محصص سرانجام در سال ۱۳۸۹ در رم درگذشت و جامعه هنری یکی از چهرههای تأثیرگذار خود را از دست داد.
آثار بهمن محصص
محصص در طول زندگی هنری خود آثار متعددی در حوزه نقاشی و مجسمهسازی خلق کرد که برخی از آنها به دلیل نگاه متفاوت و جسورانه بسیار مشهور شدند.
مجموعه فی فی بهمن محصص
یکی از شناختهشدهترین مجموعههای او مجموعه فیفی است. این مجموعه شامل نقاشیهایی با رنگروغن است که فیگورهای برهنه با گردنهای بلند و سرهای کوچک را به تصویر میکشند. فضای آثار حالتی سوررئال و رازآلود دارد و اغراق در فرمها باعث شده این مجموعه در زمان خود بسیار بحثبرانگیز باشد.
نقاشی پیکرهای بی دست و پا
پس از مجموعه فیفی، محصص مجموعهای با عنوان پیکرهای بیدستوپا خلق کرد. در این آثار فیگورهایی عضلانی و بزرگ دیده میشوند که فاقد دست و پا هستند و سرهایی کوچک دارند. این تغییر شکلهای اغراقآمیز نوعی حس اضطراب، نقص و ناهنجاری را در مخاطب ایجاد میکند.
نقاشی طبیعت بی جان
مجموعه طبیعت بیجان یکی از دورههای مهم در کارنامه هنری محصص محسوب میشود. او در این آثار با استفاده از رنگروغن و طیفی از رنگهای آبی، سبز و خاکستری به سراغ عناصر دریایی مانند صدفها، ستارههای دریایی و موجودات آبزی رفت.
این عناصر هم به اسطورههای مدیترانه اشاره دارند و هم یادآور زادگاه هنرمند در شمال ایران هستند. در این مجموعه تأثیراتی از امپرسیونیسم و کوبیسم نیز دیده میشود؛ رویکردی که در آن زمان در هنر مدرن ایران کمتر مورد استفاده قرار میگرفت.
مجسمه مرد نیلبکزن
یکی از مشهورترین مجسمههای محصص تندیس چهار متری مرد نیلبکزن است که در سال ۱۳۵۳ در محوطه تئاتر شهر تهران نصب شد. الهام این اثر از شخصیت اسطورهای فان در اسطورههای رومی یا ساتیر در اسطورههای یونانی گرفته شده است.
محصص این پیکره را با بدنی عضلانی و پیچخورده طراحی کرد و آن را تنها بر روی یک پا قرار داد تا حالتی معلق و سبک ایجاد کند؛ گویی مجسمه بر نیروی جاذبه غلبه کرده است.
پرنده یکی از موتیفهای تکرارشونده در آثار محصص است. در مجسمههای او پرندگانی مانند جغد، کلاغ، عقاب و مرغ ماهیخوار دیده میشوند که اغلب با فرمهایی سنگین و درهمتنیده ساخته شدهاند.
برخی منتقدان این پرندگان را نمادی از آزادی میدانند، در حالی که سنگینی فرمهای برنزی آنها نوعی محدودیت و اسارت را تداعی میکند. این تضاد، نگاه دوگانه محصص به جهان و وضعیت انسان را نشان میدهد.
تکنیک و سبک در آثار بهمن محصص
در آثار بهمن محصص میتوان ویژگیهای سبکی مشخصی را دید که کار او را از دیگران متمایز میکنند. تکنیک و سبکهای محصص را میتوان با توجه به آثارش به شکل زیر دستهبندی کرد:
تکنیک بهمن محصص در نقاشی
در نقاشیهای محصص معمولاً از قلموهای پهن و ضربههای درشت برای ایجاد بافت استفاده شده است. رنگها حالتی سنگین و جسمانی دارند و عناصر تصویری را با قدرت روی بوم تثبیت میکنند.
در آثار اولیه او دقت در طراحی و استفاده از رنگهای تیره و کنترلشده دیده میشود؛ اما در آثار متأخر ضربههای قلمو خشنتر و آزادتر هستند و گاه حالتی انفجاری به خود میگیرند.
سبک محصص در مجسمه سازی
در مجسمههای محصص اغلب با پیکرههای انسانی ناقص یا تغییر شکلیافته مواجه میشویم؛ پیکرههایی با سرهای کوچک، بدنهای عضلانی و گاه بدون دست یا پا. این آثار به شدت تحت تأثیر اسطورههای یونان و روم و موجودات انسانـحیوانی هستند.
برخی منتقدان نیز شباهتهایی میان فضای آثار او و نقاشیهای فرانسیس بیکن مشاهده کردهاند.
مهمترین مجسمههای بهمن محصص
از مهمترین مجسمههای بهمن محصص میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- مرد نیلبکزن
- پرندگان برنزی
- پیکرههای انسانی بیدستوپا
- مجسمههای فیفی
کلام پایانی
بهمن محصص یکی از مهمترین چهرههای هنر مدرن ایران بود که زندگی و آثارش همواره با بحث و چالش همراه بوده است. او با استفاده از زبان نمادین و گاه تلخ هنر، به موضوعاتی مانند تنهایی، رنج و پوچی انسان معاصر پرداخت.
با وجود آنکه سالهای زیادی از عمر خود را در خارج از ایران گذراند، هویت و ریشههای ایرانی در آثار او حضوری پررنگ دارند. همین ویژگی باعث شد نام او به عنوان یکی از هنرمندان ماندگار در تاریخ هنر ایران و جهان ثبت شود.









ارسال پاسخ
نمایش دیدگاه ها